X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

نیکان...ستاره درخشان آسمان

عشق من نیکان در تاریخ ۲۱/۱۰/۸۷ساعت ۱۲:۴۵ظهربا قد ۴۸سانت و وزن۲.۷۵۰کیلودر بیمارستان سعدی اصفهان پا به عرصه گیتی گذاشت

دندونپزشکی

امروز مامان منوداد به مادر جون اونم منو برد خونه یه خانمی که بهش میگفت زن عمو منم که دلم باسه مامانم خیلی تنگ شده بود هی هی گریه کدم اونقدر گریه کدم که مادر جون مجبور شد منوببره پیش مامان و بابا

 مامان خوابیده بود رو صندلی و آقا دکتره داشت دندونشو میتراشید من ازترس دیگه گریه نکردم مادر جون منو دوباره برد خونه زن عمو خانوم اونجا یه خانمی بود که یه بچه کوشولو داشت نمی دونم چرا بوی مامانمو میداد  نه فک کنم بوی شیر میداد بخاطر همینم من توبغل اون خانومه ساکت شدم راستی اسم نی نی اون خانومه محمد رضا بود.

تاریخ ارسال: شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 04:17 ب.ظ | نویسنده: نیکی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد