X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

نیکان...ستاره درخشان آسمان

عشق من نیکان در تاریخ ۲۱/۱۰/۸۷ساعت ۱۲:۴۵ظهربا قد ۴۸سانت و وزن۲.۷۵۰کیلودر بیمارستان سعدی اصفهان پا به عرصه گیتی گذاشت

دوستت دارم مامانی

خدایا هزاران بار اگه شکرت کنم کم کردم...خیلی دوستش دارم انگاری هر روزی که میگذره وجودم به وجودش گره می خوره ...بااینکه نصف شبا نمی زاره بخوابم ولی بی صبرانه منتظرم تا گرسنه بشه و بغلش کنم......وقتی توی بغلم میخوابه..محکم منو میگیره انگار میترسه کسی اونو از من جدا کنه...گاهی هم با دستام..گاهی با لباسام بازی میکنه...بعضی وقتام وسط شیر خوردن واسم آواز میخونه.....جالبترین کاری که یکی دو ماهیه یاد گرفته اینه که موقعی که خوابش میاد واسم آواز میخونه تا بخوابه ...اینطوری ااااااااااااااااااااااااااااه اووووووووووووووووه اببابباببببببببببا آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه

هیچ وقت فکر نمیکردم اینقدر دوستش داشته باشم.هیچ وقت

شازده پسرم داره آقا میشه......صداهای جدیدی داره از خودش در میاره....حرفهای صدادار مثل مممممم و بببببب میگه....بوووووووو میگه و تف میکنه به تمام لباساش......مثل طوطی جیغ میزنه

قبلا میون گریه هاش میگفت ننه..حالا گاهی میگه مممامما بباببا..ولی وقتی میخنده بیشتر از لفظ ببببببببباببببا استفاده میکنه گاهی هم مممامما

وقتی میخنده میخوام بخورمش از صدای خنده هاش تمام  لذتهای دنیا نسیبم میشه

  

تاریخ ارسال: شنبه 20 تیر‌ماه سال 1388 ساعت 02:52 ق.ظ | نویسنده: نیکی | چاپ مطلب
نظرات (1)
چهارشنبه 23 دی‌ماه سال 1388 01:20 ب.ظ
مامان رهام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
می فهمم چی می گی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد