X
تبلیغات
رایتل

نیکان...ستاره درخشان آسمان

عشق من نیکان در تاریخ ۲۱/۱۰/۸۷ساعت ۱۲:۴۵ظهربا قد ۴۸سانت و وزن۲.۷۵۰کیلودر بیمارستان سعدی اصفهان پا به عرصه گیتی گذاشت

بارون

دیروز آسمون خونمون خیس بود ....همینطوری از آسمون مث موقعی که میریم حموم آب میومد...مامانی بهم گفت پسرم این بارونه ...آخر شب با مامان و بابایی و فامیلامون که اِمسشون خاله عاطفه و عمو محمد بود رفتیم جه جایی که امسش پل خواجو بود و زیر بارون قدم زدیم ...این اولین پیاده روی ما زیر بارون بود که توی آغوش مامان و بابا انجام دادیم...بعدشم ما خیلی خسته  شدم و بغل مامانی خوابمان برد....دیگه از اینجا به بعدشو یادمون نیست...

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 17 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 09:19 ق.ظ | نویسنده: نیکی | چاپ مطلب
نظرات (5)
سه‌شنبه 17 آذر‌ماه سال 1388 10:10 ق.ظ
مامان سارا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مرسی بهم سر زدی گلم
این روزها بارون خیلی با خالی می باره
ما هم زیر بارون رفتیم
سه‌شنبه 17 آذر‌ماه سال 1388 04:00 ب.ظ
خاله هنگامه وسارینا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وای خوش بحالتون.....منم عاشق پل خواجوام
سه‌شنبه 24 آذر‌ماه سال 1388 12:31 ق.ظ
فرشته مامان امیر طاها
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام نیکی جون خیلی اتفاقی من شما را پیدا کردم ولی خوشحالم که یه جورایی دارم وبلاگ یه همشهری را می خونم لینکت میکنم دوست دلشتی پیشم بیا و لینکم کن نیکان خوشگلت را هم می بوسم
جمعه 27 آذر‌ماه سال 1388 12:09 ق.ظ
افشین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
--------- درود ----------


[گل] فرخنده شب زایش خورشید بر شما خجسته و شاد باد... [گل]

[گل] به امید پیروزی روشنی بر تاریکی .....


خداوند نگهدار ایران باد ... [گل][بدرود]
دوشنبه 30 آذر‌ماه سال 1388 01:09 ق.ظ
فرشته مامان امیر طاها
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام نیکی جون
منتظرت هستم پیشم بیا
نیکان کوچولو مامانی تنبله ها اپ جدید نمی گذاره به دوستات هم سر نمی زنه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد