X
تبلیغات
رایتل

نیکان...ستاره درخشان آسمان

عشق من نیکان در تاریخ ۲۱/۱۰/۸۷ساعت ۱۲:۴۵ظهربا قد ۴۸سانت و وزن۲.۷۵۰کیلودر بیمارستان سعدی اصفهان پا به عرصه گیتی گذاشت

عمو محمد

امروز عمو محمد از سربازی مرخصی گرفته بود برای همین مامان و بابا منوبردند  

خونه مامان مهری .........بای ..........چه کچل شده!!!........ این عمو!!!....... بهاربیست                   www.bahar-20.com

من هم تا قیافه عمو محمد رو دیدم حسابی تلسیدم و یه عالمه گریه کردم آخرش مامان و بابا رو مجبور کردم بریم خونه مادر 

 

اونجا خاله مهسا و مادر هی با هم دعبا میکلدند مادر میگفت بدش به من خاله مهسا میگفت بدش به من..من ته دیگه خسته شدم آخه مگه من اسباب بازیم؟......... 

 این آدم بزرگا چجوریند دیگه؟..... 

بعدش دانیال اومد و بعدشم خاله مهناز................... هی هی همشون بغلم کردند.... دیگه خسته شدم و تا می تونستم گریه کردم تا مامان و بابا رو مجبور کردم که بریم........... 

آخی یه نفس راحت........... 

تا ساعت ۲ بیدار بودم مامی و بابا حسابی  خسته شدند بعدش مامان هی هی برام شعر خوند تا خوابیدم.بهاربیست                   www.bahar-20.com

تاریخ ارسال: جمعه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 02:26 ق.ظ | نویسنده: نیکی | چاپ مطلب
نظرات (2)
جمعه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1388 04:21 ق.ظ
ع
امتیاز: 0 0
لینک نظر
افرین نیکان خوب شرح میدی
پاسخ:
مرسی
چهارشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1388 01:48 ب.ظ
زهرا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
الهی من به فدای نیکان
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد